نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۴ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

سخت خوشی چشم بدت دورباد

سال و مه و روز و شبت سور باد

بندهٔ زلفین تو شد غالیه

خاک کف پای تو کافور باد

خادم و فراش تو رضوان سزد

چاکر و دربان درت حور باد

عاشق محنت‌زده چون هست شاد

حاسد خرم شده مهجور باد

وصل تو بادا همه نزدیک ما

هجر تو جاوید ز ما دور باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره آرزوها و محبت شدید نسبت به معشوق است. شاعر از دوری معشوق غمگین است و می‌خواهد هر خوشی و خوشبختی به او برسد. او خود را بنده و خدمتگزار معشوق می‌داند و دعا می‌کند که روزهای خوشی برای او باشد. همچنین، شاعر امیدوار است که عشق و وصل معشوق همیشه در نزدیکی‌اش باشد و دوری از او به هیچ‌وجه ادامه نداشته باشد.