نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

هرکس که ز حال من خبر یابد

بدعهدی تو به جمله دریابد

بر من غم تو کمین همی سازد

جانم شده گیر اگر ظفر یابد

عشقت به بهانه‌ای دلم بستد

ترسم که بهانهٔ دگر یابد

خواهم که دمی برآورم با تو

بی‌آنکه زمانه زان خبر یابد

دی بنده به دل خرید وصل تو

امروز به جان خرد اگر یابد

زان می‌ترسم که هر متاعی را

چون نرخ گران شود بتر یابد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار از درد و غم ناشی از عشق و بدعهدی معشوق سخن می‌گوید. او نگران این است که دیگران از وضعیت او باخبر شوند و این بدعهدی معشوق را درک کنند. غم عشق او را در تعقیب دارد و احساس می‌کند که اگر فرصتی برای وصال پیدا کند، باید مراقب باشد که زمانه از این رابطه باخبر نشود. او همچنین به ترس خود از افزایش ارزش وصال و دسترسی به عشق اشاره می‌کند، چرا که می‌داند ممکن است دیگر نتواند به آن دست یابد.