غزل شمارهٔ ۶۶ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
تا ماهرویم از من رخ در حجیب دارد
نه دیده خواب یابد نه دل شکیب دارد
هم دست کامرانی دل از عنان گسسته
هم پای زندگانی جان در رکیب دارد
پندار درد گشتم گویی که در دو عالم
هرجا که هست دردی با من حسیب دارد
بفریفت آن شکر لب ما را به عشوه آری
بس عشوههای شیرین کان دلفریب دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق و دشواریهای عشق و دلشکستگی است. شاعر از بیخوابی و ناپایداری دلش حرف میزند، که در تمام جایی که میرود، دردی را احساس میکند. او به زیباییها و جذابیتهای معشوقهاش اشاره میکند و از تاثیر عواطف و گلایهها بر زندگیاش سخن میگوید. شعر به توصیف حالاتی میپردازد که عاشق در آن دچار سردرگمی و درد عاطفی است، در حالی که زیبایی معشوقهاش همواره او را فریفته و شاداب نگه میدارد.