غزل شمارهٔ ۶۷ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا تا کی فلک رنجور دارد
ز روی دلبرم مهجور دارد
به یک باده که با معشوق خوردم
همه عمرم در آن مخمور دارد
ندانم تا فلک را زین غرض چیست
که بیجرمی مرا رنجور دارد
دو دست خود به خون دل گشادست
مگر بر خون من منشور دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنجی که فراق معشوق به او داده سخن میگوید. او نمیداند چرا تقدیر (فلک) او را معذب کرده و به حال نزارش دل نمیسوزاند. با اشاره به لذت بادهنوشی در کنار معشوق، اشاره میکند که این خوشیها تمام عمرش را تحت تأثیر قرار داده و او را در حال مستی نگه داشته است. شاعر همچنین از این که زندگیاش با غم و اندوه پر شده، ابراز نارضایتی میکند و به خونریزی دل اشاره میکند، گویی تقدیر از او انتقام میگیرد.