غزل شمارهٔ ۸۱ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذرد
راحت تن چون که بگذشت آفت جان بگذرد
خویشتن در بند نیک و بد مکن از بهر آنک
زشت و خوب و وصل و هجران درد و درمان بگذرد
روزگاری میگذار امروز از آن نوعی که هست
کانچه مردم بر خود آسان کرد آسان بگذرد
تا در این دوری ز داروی و ز درمان چاره چیست
صبر کن چندان که این دوران دونان بگذرد
گرچه مهجورم تن اندر درد هجران کی دهم
روزی آخر یاد ما بر یاد جانان بگذرد
گرچه در پیمان تست این دم چنان غافل مباش
کین جهان مختصرآباد ویران بگذرد
ماهرویا تکیه بر عشق من و خوبی خویش
بس مکن زیرا که هم این و هم آن بگذرد
شرم دار آخر که هردم الغیاث انوری
تازه بر سمع بزرگان خراسان بگذرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع هجران و صبر در برابر مشکلات و دوری از معشوق میپردازد. او به خود و دیگران توصیه میکند که صبر کنند، زیرا تمام دردها و خوشیها به مرور زمان سپری میشوند. شاعر به زیانهای ناشی از عشق و دلتنگی اشاره کرده و تأکید میکند که باید از قضاوت درباره نیکی و بدی بهخاطر نگذشت زمان خودداری کرد. او همچنین به ناپایدار بودن دنیا و اینکه همه چیز به مرور زمان از بین میرود، اشاره میکند و از یادآوری معشوق در دل خود صحبت میکند، در حالی که بر اهمیت صبر تأکید دارد.