غزل شمارهٔ ۸۶ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
حسنش از رخ چو پرده برگیرد
ماه واخجلتاه درگیرد
چون غم او درآید از در دل
صبر بیچاره راه برگیرد
شاهد جانم و دلم غم اوست
کین به پا آرد آن ز سر گیرد
عشق عمرم ببرد و عشوه بداد
تا ببینی که سر به سر گیرد
دل همی گویدم به باقی عمر
بوسهای خواه بو که درگیرد
صد غم از عشق او فزون دارد
انوری گر شمار برگیرد
گر دهد بوسهای وگر ندهد
اندر آن صد غم دگر گیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و غم ناشی از آن است. شاعر بیان میکند که زیبایی معشوق باعث شرم و خجالت او میشود و غم عشق در دلش جای میگیرد. او از دردهای ناشی از این عشق صحبت میکند و میگوید که عشق و شوق به معشوق حتی زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر به دلتنگی و آرزوی بوسهای از معشوق اشاره میکند و میگوید که این عشق به مراتب بیشتر از آنچه که او فکر میکند زحمات و دردها دارد، و در نهایت، حتی یک بوسه هم میتواند به این دردها دامن بزند.