اسدی توسی
درگذشته ۴۶۵ هجری قمری، مشهد
زندگینامهٔ اسدی توسی
ابونصر علی بن احمد اسدی توسی شاعر ایرانی قرن پنجم هجری و سرایندهٔ اثر حماسی گرشاسپنامه است. وی به نقل مجمع الفصحاء در سال ۴۶۵ هجری درگذشت. آرامگاه وی در تبریز است. اسدی نظم گرشاسپنامه را در سال ۴۵۸ هجری قمری به پایان رساند. گرشاسپنامه در میان آثاری که به پیروی از شاهنامهٔ فردوسی نوشته شدهاند، یکی از متنهای بسیار موفق به شمار میرود. اسدی توسی از چند جهت دیگر هم در تاریخ ادبیات ایران دارای اهمیت است: کهنترین دستنویس فارسی که تاکنون به دست آمده (الابنیه عن حقائق الادویه) به خط اسدی توسی است. افزون بر این وی نخستین واژهنامهٔ پارسی را (بنا بر آنچه تا امروز به دست ما رسیدهاست) به نام لغت فرس تدوین نموده است. متن کتاب گرشاسپنامهٔ اسدی توسط آقای سیاوش جعفری از روی تصحیح زندهیاد حبیب یغمایی واژهنگاری شده است.
آثار اسدی توسی
شعرهای اسدی توسی
- بخش ۱۲۳ - خبر یافتن فغفور از کشتن جرماس و قلا — وز آن روی جرماس و جنگی قلا
- بخش ۱۲۴ - رزم گرشاسب با سالار فغفور — چو زد روز بر تیره شب دزدوار
- بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر — دهی دید در راه در دشت و راغ
- بخش ۱۲۲ - رفتن نریمان به شهر فغنشور — نریمان از آن پس چو یک مه نشست
- بخش ۱۲۵ - جادویی کردن ترکان بر ایرانیان — چنین بود یک هفته پیوسته جنگ
- بخش ۱۲۱ - داستان قباد — گوی بد هنرمند نامش قباد
- بخش ۱۲۸ - رسیدن گرشاسب به نزد نریمان و گرفتاری فغفور — از آن پس نریمان چو شد چیره دست
- بخش ۱۲۷ - آمدن فغفور به جنگ نریمان — سوی لشکرش پهلوان رفت باز
- بخش ۱۳۳ - زادن سام نریمان — پسر زاد ماهی که از چرخ مهر
- بخش ۱۲۹ - نامه گرشاسب به نزد فریدون — سپهبد گزید این همه چار ماه
- بخش ۱۳۱ - پاسخ نامه گرشاسب از فریدون — نبشت آن گهی پاسخش باز و گفت
- بخش ۱۳۶ - رزم دیگر گرشاسب با شاه طنجه — سپیده چو شب را به بر درگرفت
- بخش ۱۳۲ — وز آن سو نریمان چو یک مه ببود
- بخش ۱۳۰ - خبر یافتن فریدون از آمدن نریمان — ازین مژده چون آگهی یافت شاه
- بخش ۱۳۴ - داستان قباد کاوه — چو شد پهلوان بسته ره را کمر
- بخش ۱۳۵ - داستان گرشاسب با شاه طنجه — کنون از شه طنجه و پهلوان
- بخش ۱۴۲ - وفات گرشاسب و مویه بر او — از آن پس چو روز دهم بود خواست
- بخش ۱۴۴ - در خاتمت کتاب — شد این داستان بزرگ اسپری
- بخش ۱۴۰ - سپری شدن روزگار گرشاسب — از آن پس جهان پهلوان گاه چند
- بخش ۱۳۹ — به ایران سوی شاه با فرهی
- بخش ۱۴۳ - خبر یافتن فریدون از مرگ گرشاسب — چو نزد فریدون ز سوگ و ز غم
- بخش ۱۴۱ - پند دادن گرشاسب نریمان را — برفتند گریان و گرشاسب باز
- بخش ۱۳۷ - جنگ دیگر گرشاسب با شاه طنجه — چو شاه حبش سوی خاور گریخت
- بخش ۱۳۸ - گردیدن گرشاسب و عجایب دیدن — سپهبد چو از طنجه برگاشت باز