نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰۶ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ارغوان است که با غالیه آمیخته‌ای

یا که بر برگِ سمن سنبلِ تر ریخته‌ای

شهر بر هم زده آشوب دو چشم سیهت

این چه فتنه است ندانم که برانگیخته‌ای

نیست در طره خوبان به جز از فکر خطا

تا کی ای دل تو در این سلسله آویخته‌ای

نامِ اغیار شده ذکر لبِ شیرینت

این چه نوش است که با نیش درآمیخته‌ای

لاجرم مردم چشمان تو بیمار بماند

بس که مشک از خمِ زلفینِ سیه بیخته‌ای

مظهر نور علی گر نه‌ای فتنهٔ شهر

زابروان تیغ دودم از چه برآهیخته‌ای

راه بر اوج جلالش نبری آشفته

گرچه جبریل شوی بال فروریخته‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و اثرگذاری چهره محبوبش می‌پردازد. او از ترکیب عطر گل‌ها و رنگ‌های طبیعی سخن می‌گوید و به تاثیر این زیبایی بر شهر و مردم اشاره می‌کند. شاعر همچنین به این موضوع می‌پردازد که این زیبایی باعث آشفتگی و دیوانگی در دل‌ها شده و خود را در یک تردید و حیرت می‌یابد. او با اشاره به نیش و نوش عشقی، به تناقضات عشق و زیبایی اشاره می‌کند و در نهایت با انتقاد از مشکل‌ساز بودن این فتنه، از محبوبش می‌خواهد که به آرامش و جلال حقیقی بازگردد.