نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲۴ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

از جرس دیدی فغان برخاسته

ناله از دل آنچنان برخاسته

کیمیا دارد نشان سیمرغ نام

از وفا نام و نشان برخاسته

رسم کجرفتاری اهل زمین

اولا از آسمان برخاسته

استخوان دنیا و گردش ما سگان

زآن محبت از میان برخاسته

نیشکر آورده حنظل نخل صبر

بو زگل و زگلستان برخاسته

کافران بگسسته زنار و صلیب

رسم اسلام از جهان برخاسته

نشئه از می رفته و نغمه زرود

شمع را سوز از زبان برخاسته

نای را گشته نفس در دل گره

وز دل بربط فغان برخاسته

خضر گمگشته در این ظلمت سرا

آب حیوان از میان برخاسته

نوح را کشتی تبه گشته مگر

زین میانه بادبان برخاسته

آتش نمرود سوزان و خلیل

آه و فریادش زجان برخاسته

عاشق سودازده از آن میان

از سر سود و زیان برخاسته

از پی حرز امان از هر بلا

مرغ طبعم مدح خوان برخاسته

پرزنان آشفته شد سوی نجف

روی بر دار الامان برخاسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای درد و رنج از یک سو و امید و وفا از سوی دیگر می‌پردازد. شاعر با اشاره به ناله و فغان از دل، به وضعیت دردناک انسان‌ها در زمین اشاره می‌کند که از آسمان و عالم بالا متاثر شده‌اند. او به نمادهایی چون سیمرغ و کیمیا اشاره می‌کند که نشان‌دهنده وفا و عشق هستند. شاعر به تناقضات زندگی اشاره می‌کند، مانند وجود حنظل در میانه نیشکر و پیوند کافران با نمادهای متفاوت مانند زنار و صلیب در برابر اصول اسلامی. در طول شعر، ناامیدی و اندوه در برابر عشق و امید به رهایی و امّان نیز به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر به حال عاشقان و جستجوی معنایی برای وجودشان پرداخته و از تلاش برای رسیدن به نجات و آرامش می‌گوید. او به تصویر نجف به عنوان مکانی امن و آرامش‌دهنده اشاره می‌کند که در آن جستجوی امان و امیدی دوباره صورت می‌گیرد.