شمارهٔ ۱۰۲۶ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز مویت سنبل بویا شکسته
ز رویت لاله حمرا شکسته
رخت کرده کساد گل بگلزار
قدت سرو سهی را پا شکسته
غلامان سر کوی تو غلمان
بهشتت جنت حورا شکسته
دلم بشکست چشم مستش و گفت
که مستی شیشه صهبا شکسته
که پیوست آن شکست طره با هم
بنام ایزد چه پا برجا شکسته
نکردت رخنه در دل از چه شیرین
اگر چه کوهکن پارا شکسته
باوج آسمان عشق جبریل
پر و بال جهان پیما شکسته
زسنگ انداز بام قلعه عشق
سر نه گنبد مینا شکسته
دل آشفته را میمانی ایزلف
که می آئی زسر تا پا شکسته
کلاهی دارم از خاک در دوست
که تاج قیصر و دارا شکسته
سپاه خصم را درویش این در
بیمن همت مولا شکسته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و عشق میپردازد و با تصاویری هنرمندانه، شکستها و آسیبهایی را که عشق و زیبایی به انسان وارد میآورند، به تصویر میکشد. شاعر از نمادهایی چون موی سنبل، لالههای رنگین، و قامت سرو استفاده میکند تا به زیبایی معشوق اشاره کند، در حالی که با کلماتی چون "شکسته" و "کساد"، وضعیت دل و احساسات خود را نیز بیان میکند. او به تضاد عشق و رنج اشاره میکند و به این نکته میپردازد که عشق میتواند هم زیبا و هم دردناک باشد. در نهایت، شاعر به یادآوری محبوبش و احساساتی که به او دارد، میپردازد و به ضعفها و شکسته شدنهای درونی خود اشاره میکند.