شمارهٔ ۱۰۲۷ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای مو بر آفتاب تو مشکینکلالهای
ای خط به ماه عارض دلدار هالهای
از احسن القصص نکند یاد یوسفش
خواند از کتاب حسن تو هرکس مقالهای
از ماه تا به ماهی و از عرش تا به فرش
هرکس برد ز خوان عطایت نوالهای
گفتم مدیح حسن تو طغرایی خطت
دادم به بوسه بر لب نوشت حوالهای
اندوختیم خرمن سالوس ساقیا
زآن آب آتشین به من آور پیالهای
ای خوی ز تو طراوت آن چهره برفزود
بر گل نگر تو شبنم و بر لاله ژالهای
چون نیک بنگری دل خونین عاشق است
گر داغدار سر زند از خاک لالهای
جانان جان و مظهر ذاتی و اصل نور
از ماء و طین نه تنها فرخسلالهای
معنی باء بسمله قرآن ناطقی
دست خدا و مظهر لفظ جلالهای
آشفته را نزاده به جز مدحت علی
ای بکر طبع تا تو مرا در حبالهای
ای زلف تا قرین تو شد این دل پریش
مجنون دلشکسته و حیران و والهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و محبوبیت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق را توصیف میکند و از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید. او معشوق را با صفاتی چون "موهای مشکی"، "چهره نورانی" و "نفس سرشار از طراوت" معرفی میکند و اظهار میدارد که از عشق او هر کس بهرهمند شده است. شاعر همچنین به تاثیر عشق بر دل عاشق اشاره میکند و احساسات عمیق و حالات پریشانی ناشی از جدایی را به تصویر میکشد. در مجموع، این شعر به زیبایی و نیروهای روحی عشق و معشوق پرداخته و ابراز احساسات عاشقانه را به شکل هنرمندانهای میکند.