شمارهٔ ۱۰۵۶ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
یا مقلتی تزود من نظرة الحبیبی
زیرا که دیده را نیست بی دیدنش شکیبی
یا مهجتی تمتع من قبلة العذارا
کز باغ خلد زین به نبود تو را نصیبی
یا من بک اعتمادی رفقا علی الفوادی
در کوی تو بنالد چون نیمه شب غریبی
یا عاجلا بقتلی لله علیک مهلا
کاموزمت جوابی گر گیردت حسیبی
ان تنظرو العواذل فی خدک لعیبی
و الله لن تلومو من نظرة الحبیبی
رحما بذی الحمار قم فاسقنی عقارا
کاین درد را نباشد جز جام می طبیبی
ما الحیله للشرمد یا راکبا علی البرق
من دست در عنان و تو پای در رکیبی
انت الذی ملکت من مشرق الی الغرب
این خطبه را بنامت خوش خواند دی خطیبی
زآشفته یاد آور ای همنفس بگلزار
در زاری ار به بینی شوریده عندلیبی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و longing (اکید به وصال معشوق) است. شاعر در آن از زیبایی معشوق و تأثیرش بر دل و جان خود صحبت میکند. او میگوید که بدون دیدن معشوق، تحملش سخت است و هر لحظه دوری از او مانند یک درد بزرگ است. شاعر همچنین به دوستان و آشناها اشاره میکند که در کوچههای عشق ناله میکنند و از غم جدایی رنج میبرند. در این شعر، عشق به عنوان یک درد درمانناپذیر معرفی شده و شاعر خواستار نوشیدن میباشد بهمنظور فراموشی این غمهاست. در نهایت، او از یار میخواهد تا با بیقراری و یادآوری لحظات شیرین عشق، دوباره جانبیافریند.