شمارهٔ ۱۰۸۱ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
اوقات خوش کدام است ایام عشقبازی
مشغول دوست بودن وز غیر بینیازی
دوشم به گوش میخواند نی نکتهٔ حقیقت
مطرب بیا بگردان این پردهٔ مجازی
از حرف حق میندیش گر میزند به دارت
خواهی اگر چو منصور در عشق سرفرازی
فخر تو درس عشق است نه صرف و نحو و حکمت
گیرم به علم باشی برتر ز فخر رازی
تا ترک غمزهٔ تو زابرو اشارتی کرد
ترکان به پارس کردند آغاز ترکتازی
یک جام می به گردش کار جهان بسازد
ناید ز دور گردون اینگونه کارسازی
بلبل که عاشق آمد بر سنگ و گل بنالد
بر پنج روز حسنت ای گل تو چند نازی
آشفته شیخ مغرور از کعبهٔ حجیز است
من در عراق جستم شاهنشه حجازی
مرآت جلوهٔ حق معنی عشق مطلق
فرمانروای بر حق حیدر امیر غازی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شادی است، زمانی که انسان در کنار محبوب خود قرار دارد و از دنیا و مشکلات آن بینیاز است. شاعر به زیباییهای عشق و حقایق عمیق آن اشاره میکند و توصیه میکند که از مسائل دنیوی دوری کنید و به عشق و زیباییهای آن توجه کنید. او به اهمیت عشق و احساسات در زندگی اشاره دارد و بر لذتها و لحظات شیرین آن تأکید میکند، در حالی که از سواد و دانش صرف دوری میجوید. شاعر همچنین به تجربههای شخصی و جستوجوی حقیقت در عشق اشاره میکند و شخصیتهای تاریخی را به عنوان نمادهای عشق و جستوجوگری معرفی میکند. در نهایت، او عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند و بینظیر معرفی میکند که درک عمیقتری از زندگی و حقیقت را به انسان میبخشد.