شمارهٔ ۱۰۸۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
فریب صید آن نخجیر خوردی
که از صیاد دیگر تیر خوردی
نخوردستی بطفلی شیر مادر
که خون عاشقان چون شیر خوردی
در اول نظره عشقش شهیدی
مگر تیر نظر را دیر خوردی
عبث افتاده ای در دام زاهد
فریب رشته تزویر خوردی
تو آن مستی که هشیارت نبود
شراب عشق بی تغییر خوردی
سرا پا کیمیائی ای مس قلب
زخاک میکده اکسیر خوردی
دل دیوانه از زلفش رمیدی
همانا صدمه از زنجیر خوردی
بخود باز آمدی از مستی عشق
چه کم این کیف بی تأثیر خوردی
ززخمت خون چو می میجوشد ایدل
مگر از چشم مستش تیر خوردی
بصورت در نگنجد یار کاخر
فریب پرده تصویر خوردی
پریشانی مدام آشفته با عشق
ز یک پستان همان شیر خوردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم فریب و خسران در عشق میپردازد. شاعر به مخاطب میگوید که او فریب صیادان و دنیای ظاهری را خورده و در دام زاهدان افتاده است. عشق او را به مستی کشانده و او در حالی که در جستجوی حقیقت است، به زنجیر زهد و ظاهرگرایی گرفتار شده است. در عین حال، اشاره میکند که عشقش او را به سوی دیوانگی میکشاند و در این راه، آسیبهای بسیاری را تحمل کرده است. در نهایت، شاعر به او میگوید که باید به خود بازگردد و واقعیت عشق را درک کند، چرا که آنچه در زیبایی و ظواهر میبیند، تنها یک تصویر است و باید از عمق عشق و حقیقت آن آگاه شود.