نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۰۲ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از غمره تو ترک کند کسب رهزنی

زلفت به بت فکنده لباس برهمنی

زلفت به پیش خط تو خم گشته آنچنانک

خیره بتو جوان نگرد پیر منحنی

کبر و منی زسر بهل از خود سبک برآی

کازما و و من برون کندت رطل یکمنی

ابرو کمان و زلف کمند و مژه چو تیر

اسباب تست جمع پی صید افکنی ‏

از بیم تیر غمزه جوشن شکاف تو

داود وار خط برخت کرده جوشنی

سنگین دلان زتیر نگاهت به بیم از آن

در سنگ خاره کند تیر آهنی

ای عشق ریشه کن چه سپر پیشت آورم

صبر ار بود چو کوه زجایش تو بر کنی

جامی بده زمیکده حب مرتضی

کاشفته را رها کند از دنیی دنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذبه معشوق است که تأثیر عمیقی بر دل عاشق می‌گذارد. شاعر از زلف‌های معشوق و خمیدگی خط او می‌گوید و به نوعی به حسرت و اشتیاقش اشاره می‌کند. او به کبر و خودخواهی اشاره می‌کند و دعا می‌کند تا عشق از دلش ریشه‌کن شود. در نهایت، شاعر از میکده و عشق به مرتضی صحبت می‌کند و آرزو دارد که از دنیای مادی رهایی یابد.