شمارهٔ ۱۱۲۹ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
سوختم کس نه دود دید و نه بوی
پیش خامان حدیث پخته مگوی
میل شیرین زبانی دشمن
نکنم گرچه دوست شد بدخوی
صبری ایشیخ بادیه فرسا
خانه دل چو هست کعبه مجوی
تشنه در احتمال آب بمرد
جاری آب فرات اندر جوی
رندی و زهد و عشق و حکمت و دین
آب و آتش شمار و سنگ و سبوی
نبود درس عشق در دفتر
گو بیا این ورق در آب بشوی
روزی ای شهسوار عرصه حسن
پیش چوگانت اوفتم چون گوی
عارفان در سماع روحانی
صوفیان در طلب بها یا هوی
بکنی ذکر آن لب آشفته
بذله های لطیف و نغز بگوی
چون نویسی مدیح حیدر را
مشک از کلک تو بگیرد بوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر تجربیات عمیق عارفانه و عشق به حقیقت است. شاعر به مسائلی چون عشق، زهد، حکمت و دین اشاره میکند و بر اهمیت صبر و استقامت در مواجهه با مشکلات تأکید میورزد. او به دلتنگی و نیاز به درک عمیقتری از معانی زندگی و عشق اشاره دارد و با اشاره به چالشهای درونی، پیشنهاد میکند که برای درک واقعی عشق و حقیقت، باید از ظواهر گذشت. اسطورههایی چون حیدر (علی) نیز در این شعر به مدح کشیده شدهاند و شاعر به زیباییهای روحانی و جاذبههای عشق اشاره میکند. در نهایت، شعر دعوت به تفکر عمیق و جستجو برای حقیقت میکند.