شمارهٔ ۱۱۶۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی
بود سراب گمان میکنی مقیم فراتی
صنم پرست بدل بر زبان صمد ز چه گوئی
به کعبه و به بغل در نهفته لات و مناتی
اجل ز مرگ خلاصت دهد کشی ز چه منت
عبث ز خضر تو ممنون دلا به آب حیاتی
مکن به فضل و هنر فخر ای حکیم زمانه
که اوست مایه حرمان و آن دگر فضلاتی
بجوی عز قناعت بهل تو ذل طمع را
که بیش و کم نشود چون که ثبت گشت براتی
ز شام تار منالی به روز وصل مبالی
مقرر است به خوان جهان عشا و غداتی
به بحر جرم تو آشفته سخت مانده غریقی
مگر که نوح ز طوفان دهد ز لطف نجاتی
تو نوح و عرصه امکان تمام بحر فنایت
که دست حق به صفات ای علی که مظهر ذاتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ مفاهیمی چون حقیقت، خلوص و طمع است. شاعر از تمسک به ظاهریات و خرافات انتقاد میکند و به وجود سرابها و فریبها در زندگی اشاره میکند. او به انسانها هشدار میدهد که به فضل و هنر خود فخر نکنند، زیرا اینها ممکن است انسان را به هلاکت برساند. قناعت و رضایت را به جای طمع پیشنهاد میدهد و به یاری و نجات از مشکلات زندگی اشاره میکند. در نهایت، مقام علی به عنوان مظهر صفات الهی و نجاتدهنده مطرح میشود.