نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶۹ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

مه جبینان جهان خاک و تو خود افلاکی

دو جهان زهر بکام من و تو تریاکی

ناز اگر هست چمن تو چمن آرا بمثل

حسن اگر هست فلک تو فلک الافلاکی

نشئه خیزد زمی و می زعنب آن از تاک

تاک از اصل برومند و تو اصل تاکی

گفتمت دل مگر از دیده معنی نگرد

وه که در وهم نگنجی و پر از ادراکی

گرچه نخجیر بفتراک ببندد صیاد

هم تو صیادی و هم آهو و هم فتراکی

هوس آلوده شد ای عشق تو را دامن پاک

برفشان گرد هوس را که زفطرت پاکی

چاکی ار در دلی افتد بشکیبد همه عمر

دل آشفته چه سانی که سراپا چاکی

چون ترا میر عرب هست در آفاق پناه

چند در شکوه دلا از ستم اتراکی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و به ارتباط عمیق میان معشوق و عاشق می‌پردازد. شاعر به توصیف ویژگی‌های معشوق می‌پردازد و او را از زمین فراتر می‌داند. عشق به عنوان یک نیروی پاک معرفی می‌شود که می‌تواند انسان را از آلودگی‌ها پاک کند. همچنین، شاعر به چالش‌ها و مشکلاتی که در دنیای عشق وجود دارد اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که انسان در این مسیر باید با سختی‌ها کنار بیاید. در نهایت، این شعر بیان‌گر پیچیدگی‌های دلدادگی و زیبایی‌های عشق است که همواره در تضاد با درد و رنج‌ها به‌وجود می‌آید.