نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱۲ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز رعنایی چه نازد سروبُن یا گل ز زیبایی

که با سرو گل‌اندامی سری داریم و سودایی

هجوم خط و ارباب هوس گرد لبت نوشد

چو بر تنگ شکر مور و مگس آورده غوغایی

حریفان انجمن سازند با ساز و طرب هرشب

مرا عیش نهان کافی به یاد روی زیبایی

دریغ از دانش و دین و فسوس از حکمت و عقلم

که در قید جنون مفتون بود هر گوشه دانایی

بده پیمانه‌ای کز هردو عالم وارهم ساقی

که اهل عشق را بیرون از این دو هست دنیایی

کنی گر صد تجلی سوزم و مشتاق دیدارم

مگر پروانه را از سوختن بوده است پروایی

مخالف می‌زنی مطرب نوا در پرده قانون

که عاشق را به بزم دل بود مزماری و نایی

گل روی تو را آشفته باید مدح‌خوان باشد

بلی بر گل به جز بلبل سزا کی بوده گویایی

حدیث چشمه خور را مجو از چشم خفاشان

گرت باید سخن روشن بجو این سِر ز حربایی

کجا در بوستان در سایه سرو چمان آید

به گلزار درون آن را که باشد سروبالایی

حدیث عشق آشفته که مشهور است در آفاق

حرامش باد جز عشق علی گر پخته سودایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار به زیبایی و جذابیت گل و سرو اشاره دارد و شاعر با شوق و معصومیت درباره عشق و زیبایی سخن می‌گوید. او از هوس‌ها و لذایذ دنیایی می‌گوید و می‌خواهد از عالم عقل و دانش فاصله بگیرد تا به عشق واقعی دست یابد. شاعر از دل‌سوزی و شوقی که در عشق دارد می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق حقیقی فراتر از علوم و دانش‌هاست. او همچنین به زیبایی و ارزش‌های عشق علی اشاره کرده و عشق را منحصر به فرد و خاص می‌داند. در نهایت، شاعر از دشواری‌های جدایی و خستگی ناشی از جستجوی حقیقت در عشق می‌نالد.