نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲۰ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

بازآی به میخانه ظلمات چه می‌جویی

این گفت مرا هاتف ای خضر چه می‌گویی

با مغبچه‌ای بنشین کز لعل و خم زلفش

هم آب بقا نوشی هم مشک ختا بویی

بگزین تو بهشتی را کز اوست خجل جنت

سروی که برش طوبی شد بنده به دلجویی

ای سرو ز بالایش از بهر چه می‌نالی

ای گل بر آن رخسار آیا ز چه می‌رویی

برق است در این صحرا هر سو ز پی خرمن

در ده تو زکوة حسن ای خرمن نیکویی

چندانکه به نیکویی مشهور در آفاقی

آوخ که دو صد چندان بیشی تو به بدخویی

بر ناسره سیم غیر مفروش خود ای یوسف

آن به که نگه داری این نقد نکورویی

خواهد صله از بوسه زآن لب نکنی منعش

آشفته که حیدر را آمد به ثناگویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعات عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر از شخصی دعوت می‌کند تا به میخانه بیاید و از لذت‌های آن بهره‌مند شود. او درباره معشوقی سخن می‌گوید که هم بخشی از نعمت‌های بهشت را به همراه دارد و هم بویی خوش از مشک. او به زیبایی‌های معشوق اشاره کرده و می‌گوید که معشوق از دیگران برتر است، ولی در عین حال انسان باید مراقب باشد تا در آراستگی خود دچار غرور نشود. در نهایت، شاعر به عاشقانه‌های شیدا و ذوق و شوقی که در دل دارد، اشاره می‌کند و از زیبایی عشق و تمایل آن سخن می‌گوید.