شمارهٔ ۱۲۳۵ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو خم از خون دل در میکشم می
به خون دل به این می بردهام پی
مرا تا لعل ساقی داده ساغر
نخواهم خوردن از جام دگر می
اگر پیوسته او بی می کند عیش
ولیکن من نیازم عیش بیوی
لبش را بوسه زد تا ساغر غیر
می از گرمی غیرت کردهام خوی
بکش در کاخ دل ای عشق مسند
بساط این هوسناکی بکن طی
به دل گفتم نهادم داغ رستم
طبیبم گفت کی به گردد از کی
ز مرغ بام بشنو ذکر هوهو
به غفلت اندری ای دل تو هی هی
مبر دیگر رگم بیهوده فصاد
که غیر از دوست نبود در رگ و پی
نوای عشق و داغ اشتیاقت
ز خاکم بردماند لاله و نی
ستم زآن ترک اگر آشفته دیدی
به حیدر شکوه کن پنهانی از وی
بزن درویش شئ الله به آن در
که امکان خود به پیش اوست لاشئ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر با بیانی پرشور از عشق و شوق به محبوب سخن میگوید و زندگی بدون او را بیمعنا میداند. او از می و نوشیدنی بهعنوان نماد عشق یاد میکند و هیچگاه نمیخواهد از ساغر دیگری بنوشد. عشق را بهعنوان یک حالت سرشار از شوق و عذاب معرفی میکند که به او آرامش نمیدهد. در نهایت، شاعر از دیگران میخواهد که توجه کنند او تنها در عشق، زندگی را مییابد و بدون آن همهچیز بیمعناست.