شمارهٔ ۱۸۱ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
اگر آنزلف و بناگوش بود و آن قد و قامت
دل و دین صبر و خرد را بنه ورو بسلامت
گل درد پرده خود چون نگرد آن رخ زیبا
سر از باغ رود بیند اگر آن قد و قامت
یک کنایه نبود بیش از آن قامت موزون
اینکه واعظ سخنی گفت زآشوب قیامت
عاشق صادق و اندیشه از شنعت حاشا
که بود سینه عاشق هدف تیر ملامت
شایدت دعوی اعجاز که روح الله و موسی
عاریت از لب و دست تو نمودند کرامت
خونم آن چشم سیه ریخت ولی پادشه عشق
بر لب لعل تو بنوشت مرا خط غرامت
برد آشفته کجا کوه صفت سیل زجایش
هر که افکنده در این کوی چو من رحل اقامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر به زیبایی و جذبهی معشوقش اشاره میکند و نقش او در صبر و عقل عاشق را بیان میکند. او به قد و قامت معشوق چنان توجه دارد که گویا جز آن، چیز دیگری وجود ندارد. شاعر همچنین به آشفتگی عاشق و عواطف شدید او در مقابل عشق اشاره میکند، در حالی که تأکید بر انزوا و غم ناشی از عشقش نیز وجود دارد. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و تأثیری که بر زندگیاش گذاشته، اشاره کرده و حسرت و درد ناشی از آن را بیان میکند.