شمارهٔ ۱۹۰ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بوفایت یکی از خیل نکورویان نیست
چون گل روی تو در گلشن گلرویان نیست
جویمت باز و گمانم که نه آدم باشد
هر که گم کرده ما را بجهان جویان نیست
نه ره کعبه عشقت من تنها پویم
نیست یکتن زنکویان که ترا جویان نیست
منکه چون شیر و شکر در تو در آمیخته ام
در مذاقم اثر از تلخی بدگویان نیست
نبود عیب نکوئی تو بدخوئی تو
نیست یکتن که در این راه بسر پویان نیست
آنکه دل برد پریوار و زمردم بگریخت
نبود مردم و از جنس پریرویان نیست
مظهر نور علی بود خود آشفته مگر
ورنه آتش به جهان قبله هندویان نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به توصیف ویژگیهای خاص محبوب خود میپردازد و بیان میکند که او در میان بهترینها قرار دارد. او به جستجوی محبوب میپردازد و میگوید که افرادی که ما را گم کردهاند، نمیتوانند ما را واقعی بپندارند. شاعر تأکید دارد که عشق او به محبوبش عمیق و خالص بوده و هیچ تلخی از بدگوییها در آن وجود ندارد. او همچنین اشاره میکند که هیچ کس در راه عشق به محبوب او نیست و در نهایت میگوید که محبوبش به حدی خاص و منحصربهفرد است که در دنیا نظیر ندارد.