شمارهٔ ۱۹۹ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش سروناز و آن قد دلجوی خوشتر است
با ماهتاب ماه سخن گوی خوشتر است
خوش شاهدیست جام بکف گل بطرف باغ
ساغر بدست شاهد گلبوی خوشتر است
خوش جلوه میکند بلب جو بنفشه زار
بر طرف گل بنفشه خودروی خوشتر است
خوش نعمتی است دولت رفته فتد بدست
اما وصال یار وفا جوی خوشتر است
جوشن خوشست بهر مجاهد برزمگاه
خفتان ززلف یار زره موی خوشتر است
زاهد تو و بهشت و من و درگه مغان
ما را هوای دلکش آن کوی خوشتر است
آشفته پا نهاد بطوف شه نجف
با سر براه کعبه تکاپوی خوشتر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای زندگی و جذابیتهای عشق و وصال معشوق میپردازد. شاعر با توصیفاتی از زیباییهای طبیعی و انسانی، مانند ماه، گلها، و دلربایی یار، نشان میدهد که چیزهایی همچون زیبایی ظاهری یا نعمتهای دنیوی، اگرچه خوشایندند، ولی در مقایسه با عشق و وصال واقعی، ارزش کمتری دارند. همچنین به اهمیت احساسات درونی و جاذبههای روحانی اشاره میکند و بر این باور است که عشق و نزدیکی به معشوق به مراتب والاتر از هر لذت دنیوی دیگر است.