نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۴ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خوب باشد گر ز خوبان سر زند کردار زشت

احولی باشد که کس زشتی ببیند در بهشت

گر تو در کعبه نباشی ای بدا حال حرم

ور تو در بتخانه آیی ای خوشا وقت کنشت

کوثر و غلمان جنت را نیاری در نظر

گر بنوشی می ز دست ساقی حوراسرشت

قصه حوری و غلمان بهشتی تا به کی

گر بهشتی‌روی یاری باشدت بر طرف کشت

در جهان زاهد نصیب ما بهشت نقد کرد

آنکه بر طرف بناگوش بتان این خط نوشت

خاک ما را گل کن ای معمار مستان از شراب

تا ز خاکم دست دو ران برنیاوره است خشت

از چه دانی ساخت جم جام جهان‌بین ای حکیم

از همان خشتی که بهر تجربت بر خم بهشت

موبه‌مو آشفته را در حلقه زلف تو بست

دست قدرت کز ازل این رشته صد تار رشت

حال کون و مکان پیشش نمی‌ارزد جوی

دانه حب علی هرکس به دشت دل نکشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های بهشت و عشق می‌پردازد و به موضوعاتی چون نسبت بهشت با زشتی‌ها، خوشی‌های دنیوی و ارزش‌های معنوی اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که اگرچه ممکن است فردی در ظاهر در مکان‌های مقدسی مانند کعبه نباشد، اما می‌تواند از عشق و زیبایی‌های دنیوی بهره‌مند شود. در عین حال، شاعر به اهمیت عشق و محبت، به خصوص عشق به علی (ع)، اشاره می‌کند و آن را در مقایسه با زیبایی و لذت‌های بهشتی می‌داند. همچنین به تأثیر شراب و مستی در تعالی روح و ذهن اشاره می‌شود و در نهایت، اهمیت جستجوی عشق و زیبایی حقیقی را در زندگی یادآوری می‌کند.