نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۳ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هرکه ما را خراب می‌داند

نه خطا بر صواب می‌داند

عارفان سرخوش از خم توحید

گرچه شیخ از شراب می‌داند

هرکه دیده است موج لجه عشق

بحر قلزم حباب می‌داند

هرکه بوسیده است آن لب نوش

آب حیوان سراب می‌داند

چشم تو بی‌حساب خونریز است

ترک کی خود حساب می‌داند

ماهی دور مانده از دریا

حالت اضطراب می‌داند

گل خبر دارد از لطافت دوست

بوی او را گلاب می‌داند

خون ما بسته بر سرانگشتان

ناخن خود خضاب می‌داند

تیغ او باخبر ز سوز دل است

حال مستسقی آب می‌داند

یار محجوب نیست آشفته

هستی خود حجاب می‌داند

زان مژه بازپرس حال دلم

سیخ حال کباب می‌داند

کعبه خویش را محب علی

درگه بوتراب می‌داند

هرکه نقش تو بست عالم را

همه نقش بر آب می‌داند

می‌کند حل مشکلات علی

کیمیاگر عقاب می‌داند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی نگرش‌های مختلف نسبت به عشق و حقیقت می‌پردازد. او بیان می‌کند که هرکس به شکلی متفاوت به مسأله عشق و معرفت نگاه می‌کند. عارفان از خم توحید و زیبایی‌های عشق سرمست‌اند، اما برخی دیگر این را خطا می‌دانند. شاعر به تشبیهاتی مانند بوسیدن لب نوش و غوطه‌وری در دریای عشق اشاره می‌کند که نشان‌دهنده عمق احساسات و تجارب معنوی است. همچنین، او به تضادها و حالاتی چون اضطراب و حجاب اشاره می‌کند، و در نهایت به اهمیت علی به عنوان منبع حل مشکلات و رازهای حقیقی اشاره دارد. به طور کلی، این شعر تأسیس عشق، حقیقت و معرفت را در قالب تمثیل‌ها و تصاویری زیبا به تصویر می‌کشد.