نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۳ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

عجب مکن گرت آن ترک سیم‌تن بکشد

بلی نسیم سحر شمع انجمن بکشد

چه باک دارد اگر صدهزار خون بخورد

بر او چه جرم اگر صدهزار تن بکشد

حذر ز مار دو گیسو و لعل ضحاکش

که دل ز خندهٔ شیرین آن دهن بکشد

زهی حریف که ماتم به بازی عشقش

که هم ببردنم او هم به باختن بکشد

شکر ز بوسه شیرین به کام خسرو رفت

به خنده‌ام لبت ای شوخ بی‌سخن بکشد

به غیر زلف تو کآمد کمند گردن بت

شنیده‌ای به چلیپا بتی وثن بکشد

چه مذهبش بود آن تُرک مست خون‌آشام

که شیخ و برهمن از قهر مرد و زن بکشد

به پاکدامنی او دو عالمند گواه

اگر به هر نفسی او دوصد چو من بکشد

به بزم شمع من آشفته گر برافروزد

سزد ز غیرت اگر شمع خویشتن بکشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیبایی و جذابیت یک معشوق (ترک سمن‌تن) و تأثیرات روحی و قلبی او بر عاشق است. شاعر به شدت به مبحث عشق و عواطف اشاره می‌کند و تصاویری از زیبایی، خنده، بوسه و آتش سوزان عشق را به تصویر می‌کشد. همچنین درباره عواقب عشق و توانایی معشوق برای به چالش کشیدن احساسات و جان عاشق سخن می‌گوید. در نهایت، اشاره به غیرت و حساسیت در عشق و پرهیز از خطرات نیز وجود دارد. شاعر بر پاکدامنی و جذبه معشوق تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که عشق چه تاثیر عمیقی بر زندگی و احساسات فرد دارد.