شمارهٔ ۳۶۴ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بلا مفتون بالای تو باشد
قمر روی دل آرای تو باشد
اگر سروی رود یا مه بگوید
توان گفتن که همتای تو باشد
گرفتم عکسی از روی تو بگرفت
کی آئینه بسیمای تو باشد
اگر زیبا بود حور بهشتی
کجا چون روی زیبای تو باشد
چو صبح ار از افق چهره نمانی
همه آفاق یغمای تو باشد
فلک گرچه بگردش هست مجبور
نمی گردد اگر رأی تو باشد
تو مغروری بحسن خویش امروز
دلم در فکر فردای تو باشد
مخوان آشفته را دیوانه ایزلف
که آشفته زسودای تو باشد
تو ای دست خدا از خاک بردار
سری کو وقف در پای تو باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز عشق و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر با بیان جملات زیبا، محبوب خود را برترین در زیبایی و کمال میداند و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند به او نزدیک شود. او به صفات برجسته محبوب، مانند حسن و جذابیت اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او به معشوق، دنیا را برایش معنیدار کرده است. شاعر همچنین به غرور و زیبایی معشوق اشاره میکند و از آرزوهای خود برای نزدیکی به او سخن میگوید. در نهایت، او درخواست میکند که معشوق به او نظر کند و سرنوشت او را تحت تأثیر قرار دهد.