نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۱ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نیک باشد هر آنچه یار کند

عاشق این قول اختیار کند

مار ضحاک و جادوی بابل

پیش زلف تو زینهار کند

با تو گل روست احتمال رقیب

بلبلی شکوه کی زخار کند

هر کرا عقل و دین بسودا رفت

گرنه عاشق شود چکار کند

آهوی جان شکار چشمانش

بنظر شیر را شکار کند

جرعه ای از شراب خانه عشق

رفع درد سر خمار کند

بگشا لب برفع شک حکیم

تا به این نقطه اختصار کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این غزل درباره عشق و تأثیرات مثبت آن بر زندگی انسان است. شاعر می‌گوید که هر چیزی که محبوب انجام دهد نیکو است و عاشق باید این را قبول کند. او از موانع و تهدیدات عشق همچون مار ضحاک و جادوهای بابل صحبت می‌کند که در برابر زیبایی محبوب کم‌رنگ می‌شوند. همچنین اشاره می‌کند که رقیب عشق با وجود زیبایی محبوب، نمی‌تواند بر او چیره شود. برای کسی که عقل و دین خود را از دست داده، عاشق شدن چه کار دیگری می‌تواند بکند؟ شاعر در پایان به لذت‌های عشق و شراب اشاره می‌کند که می‌تواند دردها را تسکین دهد و از حکیم می‌خواهد که درباره شک‌ها و تردیدها با صراحت سخن بگوید.