نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۶ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

فتنه در نرگس فتان تو مفتون گردید

نافه چین بخم زلف تو مرهون گردید

بعد از این سینه خلقت بود آماج خدنگ

هر کجا بود دلی از ستمت خون گردید

لعل و یاقوت و نمک شکر و شیر و مرجان

بهم آویخته شد لعل تو معجون گردید

عاقلی جانب لیلی بملامت میرفت

نارسیده بدر خیمه که مجنون گردید

حسن مه کاهد چون بگذرد از چار دهش

چارده از تو شد و حسن تو افزون گردید

یک دو قطره زسرشگم بزمین جاری شد

آن یکی شط فرات آن یک جیحون گردید

زاهدار کرد بدل وصل تو با حور بهشت

در قیامت شودش فاش که مغبون گردید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شدت تحت تأثیر زیبایی و جذابیت "فتنه در نرگس" معشوقه‌اش قرار گرفته است. او توصیف می‌کند که زیبایی معشوقه‌اش باعث شده تا دل‌های بسیاری مجروح و دچار عشق و شوق شوند. شاعر به تمثیل‌های مختلفی از زیبایی مثل لعل و یاقوت اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق به او تمامی زیبایی‌ها را تحت‌الشعاع قرار داده است. همچنین اشاره می‌کند که عاقلان هم به خاطر عشقی که به او دارند، مورد سرزنش قرار می‌گیرند. در نهایت، شاعر به عواقب عشق می‌پردازد و می‌گوید که در قیامت، حقیقت معشوقه‌اش فاش خواهد شد، و این نشان می‌دهد که عشق به او ممکن است به نوعی مغبون شدن باشد.