نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۴ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بی رقیبت شبی ار وصل میسر گردد

در بهشت ابدت حور مقدر گردد

گرد هر شمع چو پروانه چه گردی زهوس

سگ نه بینی که همه عمر بیک در گردد

در دونان چه زنی خواجه پی لقمه نان

روزی ار روز تو باقیست مقرر گردد

مهر و کین آتش و مشکست نهان در دل مرد

زان درون سوزد وز آن بزم معطر گردد

پاک کن پاک تو خود لوح دل از نقش خلاف

کاینه لاجرم از زنگ مکدر گردد

نیست از حلقه خط تو برون راه دلم

گرچه پرگار در این دایره با سر گردد

نظر غیر نهانی چو به بستم با دوست

مژه ام بر رک دیده همه نشتر گردد

خون آشفته حرام است که صید حرم است

بر در و بام علی همچو کبوتر گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به موضوعاتی نظیر عشق، وصال، و حال و هوای روحی انسان‌ها اشاره دارد. شاعر به زیبایی‌های عشق و عواطف انسانی پرداخته و تضادهایی چون عشق و کینه، آتش و مشک را توصیف می‌کند. او می‌گوید که دل انسان باید از گناه و کدورت پاک شود تا فضایی مناسب برای عشق و وصال فراهم گردد. همچنین، شاعر به وابستگی دل به معشوق و احساساتی چون اشتیاق و درد ناشی از جدایی اشاره کرده و به نوعی از مبارزات درونی انسان سخن می‌گوید. در نهایت، این اشعار به عمق احساسات و زیبایی‌های عالم عاطفی انسان می‌پردازند.