شمارهٔ ۴۸۱ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
باز در پرده دل پرتو دلدار رسید
پرده داران خبری نوبت دیدار رسید
سر حق گفت چو منصور گذشت از سر جان
تا بمعراج حقیقت بسر دار رسید
مژده ده ای دل بیمار پرستانرا
که طبیبی زوفا بر سر بیمار رسید
آه عشاق بود گرد رخت نه خط سبز
تا بر آئینه بدانی زچه زنگار رسید
شاید ار شیخ برهمن شود و هندوی بت
تا که در کعبه عیان آن بت فرخار رسید
عشق حیدر شدت اکسیر مراد آشفته
که زر قلب تو امروز به معیار رسید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به زیبایی عشق و وصال پرداخته است. شاعر از رسیدن پرتو دلدار و خبر دیدار سخن میگوید و به تأثیر عشق و حقیقت اشاره میکند. او به دل بیمار مژده میدهد که طبیب عشق به یاری او آمده و میخواهد او را شفا بخشد. شاعر همچنین به محنت عشاق و حسرت آنها در دوری از محبوبشان اشاره میکند و به نوعی تحقق عشق در همه فرهنگها را یادآور میشود. در انتها، شاعر از شدت عشق و اثر آن بر دل صحبت میکند و به گذراندن معیار عشق اشاره میکند.