شمارهٔ ۴۸۶ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خیزید و به می دفتر پرهیز بشویید
حرفی به جز از زمزمه عشق مگویید
ای بوالهوسان نقش حقیقت ندهد رنگ
این نقش بتان را زدل و دیده بشویید
مانند خضر در طلب چشمه حیوان
چون سبزه بهر جوی از این بعد مرویید
کعبه به قفا مانده و این راه کنشت است
بیفایده در وادی خونخوار مپویید
دنیاست یکی طرفه نمکزار نه باغست
ریحان و گل و لاله در این شوره مجویید
از تربت آشفته اگر لاله بروید
سودا و جنون آرد زنهار مبویید
از وسوسه عشق مجازی بگریزید
جز مدح علی هیچ مخواهید و مگویید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت به رهایی از دنیای مادی و وسوسههای عشق مجازی میپردازد. شاعر از مردم میخواهد که از لذتهای زودگذر فاصله بگیرند و به تجلیات واقعی عشق توجه کنند. او به این نکته اشاره دارد که دنیا تنها یک کشتزار نمکی است و در آن چیزی جز درد و رنج یافت نمیشود. از طرفی، باید به دنبال حقیقتی چون چشمه حیات بود و به معانی عمیقتری پرداخت، در حالی که در نهایت تنها مدح و محبت علی (ع) را مورد توجه قرار دهند. به طور کلی، شعری است درباره درک عمیق عشق و حقیقت و دوری از ظواهر فریبنده.