نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۸ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عزت شمرا ار یار تو را خوار پسندد

گل را نبود قدر چو او خار پسندد

مردود بود سبحه اگر دوست نخواهد

مقبول بود یار چو زنار پسندد

می خور بهمه روزه گرت یار بخواهد

در عید بکن تو به چو هشیار پسندد

چون چنگ دو تا کن کمری از پی طاعت

چون نی بنوای آی چو مزمار پسندد

تاریک چو شب روز اگر چهره بپوشد

از روز بسی به چو شب تار پسندد

بندم دهن از گفتن اگر خواست خموشی

صحت نکنم یاد چو بیمار پسندد

مالک بودش عشق پی حسن فروشی

گر یوسف خود بر سر بازار پسندد

مشغول چو خواهد بهمه شغل در آمیز

بگذار همه کار چو بیکار پسندد

هر صاحب حسنی نبود یوسف مصری

مقبل بود آن کاو که خریدار پسندد

در حق علی سر حقیقت مکن افشا

منصور شو آشفته اگر دار پسندد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی ارزش و مقام انسان‌ها بر اساس نظرات و پسندهای دیگران می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که اگر کسی محبوبیت و ارزش واقعی خود را در نظر نگیرد و به نظرات نادرست تکیه کند، مانند گل که به خاطر خار بودنش بی‌ارزش است، در نهایت مورد قبول واقع نخواهد شد. شاعر می‌گوید که عشق و محبت واقعی در دستیابی به ارزش‌های واقعی و درک درست از خود نهفته است. همچنین اشاره می‌کند که افرادی که بر اساس ظاهر و سلیقه‌های بی‌اساس قضاوت می‌شوند، واقعیات را درک نکرده‌اند و این در مورد شخصیت‌هایی مانند یوسف نیز صادق است. او در نهایت با اشاره به حقیقت علی (ع)، تأکید می‌کند که برخی از مسائل عمیق را نباید به راحتی فاش کرد و گاهی بهتر است در سکوت بمانیم و به درک عمیق‌تر برسیم. این شعر به نوعی دعوت به تعمق در عشق و ارزش‌های انسانی است.