نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۴ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کس نمک با شکر برآمیزد

یا بمه مشک تر برآمیزد

لعل تو این کند بشیرینی

چون رطب با قمر برآمیزد

چون تو غلمان حوروش زاید

کز پری یا بشر برآمیزد

کی بود تاب جلوه تو مها

خس کجا با شرر برآمیزد

کفر و اسلام را زچهره و زلف

یار با یکدیگر برآمیزد

فتنه حسن است گرچه خواهد شد

حسن چون با نظر برآمیزد

هر که لب بی لبت بجام برد

می بخون جگر برآمیزد

ناله شبگیر و آه عرش مسیر

کاشکی با اثر برآمیزد

عارفان بچشم خود دیدند

شیخ گر با خبر برآمیزد

برخوری از نهال عیش جهان

بید گر با ثمر برآمیزد

فکر یعقوب چیست در همه عمر

که دمی با پسر برآمیزد

گر درآئی تو نیمه شب از در

شب ما با سحر برآمیزد

هیچ در دست جز خیالش نیست

هر که با آن کمر برآمیزد

هر که آشفته تاجر عشق است

همه جا با ضرر برآمیزد

آهوی مست آن بت چینی

همه با شیر نر برآمیزد

جز علی کیست از بشر ممکن

که بخیر البشر برآمیزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی زیبایی و خاص بودن معشوق می‌پردازد و بیان می‌کند که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند به تعادل و هماهنگی او برسد. شاعر از ترکیب‌های مختلفی مانند نمک و شکر، رطب و قمر، و غیره استفاده می‌کند تا نشان دهد که عشق و زیبایی معشوق چقدر بی‌نظیر و غیرقابل مقایسه است. همچنین اشاره می‌کند که حتی اگر کفر و ایمان در چهره و زلف او با هم بیامیزند، باز هم زیبایی او بی‌نظیر است. در انتها، بر این نکته تأکید می‌کند که تنها علی (ع) از بشر می‌تواند به خصلت‌های برتر دست یابد. شعر از تضادها و تصاویر زنده‌ای برای بیان این مفاهیم استفاده می‌کند.