شمارهٔ ۵۲۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
بوالهوسان گرد تو غوغا کنند
این مگسان طوف بحلوا کنند
خرمن سیم تو به یغما برند
سیم و زرت گرچه مهیا کنند
یوسف من خودنفروشی بسیم
گرچه به تو گنج درم وا کنند
لیک گر آید بمیان امتحان
آن همگی دعوی بیجا کنند
طرفه بپرهیز زاهل هوس
تا سر خود بر سر سودا کنند
زآنکه همه صادق و آشفته اند
در رخ تو چشم بمولا کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تمجید از زیبایی و جذابیت محبوب میپردازد و هشدار میدهد که افراد هوسباز به دور او میگردند و فقط به فکر منافع خود هستند. او از محبوب میگوید که اگرچه دیگران به او گنج و ثروت پیشنهاد میدهند، اما ارزشهای واقعی و اصیل را نباید فدای این چیزها کرد. شاعر تأکید میکند که باید از هوسها و فریبها دوری کرد، چرا که بسیاری از افراد به ظاهر پاکاند و دلهایشان آشفته است. در نتیجه، زیبایی و عشق واقعی نیازمند هوشیاری و دوری از افرادی است که فقط به دنبال لذتهای زودگذر هستند.