نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۶ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آفرینش را گروهی چار گوهر گفته‌اند

قوم دیگر هفت ابا چار مادر گفته‌اند

عاشقان زین چار بیرون گوهری جسته لطیف

اخترش را برتر از این هفت اختر گفته‌اند

دیگرانش علت غایی شمارند و سبب

اهل حقش مرتبت از این فزون‌تر گفته‌اند

چیست دانی عشق اقدس کز نخستین جلوه‌اش

قدسیان تسبیح و تهلیل مکرر گفته‌اند

تالی عقل نخستین صادر دوم علی

کش یدالله خوانده‌اند او را و حیدر گفته‌اند

غالی اندر حق او جمعی و برخی قالی‌اند

حق به حق او خداوند و پیمبر گفته‌اند

هیچکس نشناخت او را جز خدا و مصطفی

وصف او را این دو بر معیار و در خور گفته‌اند

در میان واجب و ممکن بود ربطی عجب

بهر حقش آینه خوانند و مظهر گفته‌اند

صد هزار آشفته لال اندر مدیح حضرتش

زآنکه مدح او خدا و هم پیمبر گفته‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف مفاهیمی چون آفرینش و عشق می‌پردازد. او به نظرات مختلف درباره آفرینش اشاره می‌کند و می‌گوید که برخی آن را با چهار گوهر و برخی دیگر با هفت ابا و چهار مادر تعریف کرده‌اند. عاشقان، عشق را به عنوان گوهری لطیف می‌دانند و آن را برتر از هفت اختر می‌شمارند. برخی عشق را علت غایی و برخی دیگر مرتبت آن را بالاتر از این موارد می‌دانند. عشق را از عظمت و نوعی وجود می‌خوانند که فقط خدا و پیامبر آن را درک کرده‌اند و در میان واجب و ممکن رابطه‌ای عجیب دارد. شاعر در نهایت تأکید می‌کند که مدح و ستایش عشق، مدح خدا و پیامبر است.