شمارهٔ ۶۹۹ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
وحشیصفت از خلق رمیدیم رمیدیم
در حلقهٔ دام تو تپیدیم تپیدیم
تا شاهد لیلیوَش ما پرده برافکند
مجنونصفت از غیر رمیدیم رمیدیم
دادند به ما جام شراب ازلی را
پیمانه چو خمخانه کشیدیم کشیدیم
میگفت که این شور و نوایم ز دگر جاست
این زمزمه از نای شنیدیم شنیدیم
چون راه ندادند به پرواز گلستان
در زیر پر خویش خزیدیم خزیدیم
بتخانه و بت بود چو اسباب تعلق
ما رشته زنار بریدیم بریدیم
جز درد سر از عشق مجازی نبرد دل
بسیار در این کوچه دویدیم دویدیم
پرداخته بازار دل از جلوه اغیار
تا یوسف مصر تو خریدیم خریدیم
دیدیم که در کوی حرم کس نکشد صید
آشفته از آن بام پریدیم پریدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق عشق و دلتنگی است. شاعر از فرار و تنهایی خود در برابر عشق میگوید و اینکه چگونه در دام عشق افتاده است. او به شراب ازلی اشاره میکند و از شور و شوقی که این عشق در او ایجاد کرده، سخن میگوید. همچنین، او از رنج و دردهای ناشی از عشق مجازی حرف میزند و به جستجوی معشوقی به نام یوسف مصر میپردازد. در نهایت، شاعر از بیکسی و آشفتگیاش در مسیر عشق میگوید و به طرز ناکامی به جستجوی شادمانی در زندگی اشاره میکند.