نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۳ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سیل اشکم به شب هجر چو پیوست به هم

کشتی و نوح به یک موجش بشکست به هم

خواستم نقش مه و سنبله از کلک قضا

نقش رخساره و گیسوی تو پیوست به هم

جز خط و زلف که پیوست به هم کس نشنید

خضر و اهریمن و جادو که دهد دست به هم

چشمکان در خم ابروی کجت دانی چیست

تیغ‌ها آخته در حمله دو بدمست به هم

دل دیوانه آشفته چو زنجیری دید

حلقه‌های خم زلف تو به پیوست به هم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به شدت از جدایی معشوق خود رنج می‌برد و احساساتی مانند گریه و غم را با تصاویری شاعرانه بیان می‌کند. او به تشبیه‌های مختلفی اشاره می‌کند، از جمله اینکه اشک‌های او به مانند کشتی نوح در طوفان است و هرچه که خواسته، به تصویر معشوق پیوسته است. همچنین او به زیبایی‌های چهره و موهای معشوق اشاره می‌کند و از درد و آشفتگی دل خود به خاطر این جدایی سخن می‌گوید. به‌طور کلی، ابیات نشان‌دهنده‌ی عشق عمیق و درد فراق هستند.