شمارهٔ ۷۳۹ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم
عاشقم عاشق با عشق چه تدبیر کنم
گوشمالم دهی ای عشق بتان همچون چنگ
که چو بربط همه شب ناله بم و زیر کنم
منکه دانم که کند گنج بویرانه مکان
دل ویرانه خود بهر چه تعمیر کنم
گفت ترک تو مرا ملک ستان شاید گفت
دو جهانی بیکی تجربه تسخیر کنم
چون نسیمم بکف افتد اگر آن زلف سیاه
مو بمو شرح پریشانی تقریر کنم
گفت آهم من اگر برق جهان سوز شوم
عجب است ار به دلی سنگین تأثیر کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر حاوی احساسات عمیق عاشقانه و دغدغههای درونی راوی است. او ابتدا به این موضوع اشاره میکند که به خاطر عشقش، نمیداند چگونه باید عمل کند و نگران است که نکند عشقش به او آسیبی برساند. او عشق را به چنگی تشبیه میکند که در آن با نالههایش درد و رنجش را بیان کند. راوی با آگاهی از ویرانی دلش، به دنبال راهی برای ترمیم آن است، و از تجربههای زندگیاش میگوید که چگونه میتواند دو دنیا را تسخیر کند. او به زیباییهایی مانند زلف سیاه معشوقش اشاره میکند و میگوید که میتواند جزئیات پریشانیش را به تصویر بکشد. در نهایت، به قدرت اثرگذاری اشک و آهش اشاره میکند و میگوید که اگر بخواهد میتواند تأثیر عمیقی بر دلهای سنگین بگذارد. این شعر ترکیبی از عشق، درد و جستجوی معنا در احساسات را به تصویر میکشد.