شمارهٔ ۷۴۷ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام
که گر دعا کنم آید سزای او دشنام
خبر زسوز محبت شود چو پروانه
کسی که سوخت سراپای او چو شمع تمام
ملول گشت ملامتگر ار زرندی ما
تو شاد باش و میندیش از ملال ملام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به عشق و احساسات عمیق خود اشاره میکند. او میگوید که زیبایی و شیرینی لبان محبوبش او را تحت تأثیر قرار داده و حتی اگر دعا کند، به جز دشنام چیزی نخواهد رسید. شاعر مانند پروانهای که به شمع میسوزد، از سوز عشق خود سخن میگوید. او همچنین به ملامتگران اشاره میکند و میگوید که از قضاوتهای آنها غمگین نیست و از دوستش میخواهد شاد باشد و از مشکلات نگران نباشد.