نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵۳ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن ترک که غارتگر صبر است و سکونم

گو باز بیا تا که کشی پنجه بخونم

آن روز که زد طاق نهان خانه عشقت

من بار تو بر فرق نهاده چو ستونم

در اوج محبت دو سه بالی بزدم بیش

گنجشک صفت در کف شهباز زبونم

آهم شرر افکند بر افلاک سحرگاه

پنهان نتوان کرد زکس سوز درونم

چون بیندم از سلسله داران تو مجنون

بر گردن طاعت بنهد طوق جنونم

آشفته ام وعشق علی ورزم و گویم

گر عشق نورزم بجهان زاهد دونم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و دردناک شاعر به معشوق است. شاعر از غفلت و ستمی که از طرف معشوق می‌بیند سخن می‌گوید و به شدت دچار آشفتگی و بی‌قراری است. او با تصویرسازی از حال و روز خود، نشان می‌دهد که صبرش به پایان رسیده و عشقش همچون آتش درونش شعله می‌کشد. شاعر احساساتش را به شکل استعاره‌ای از پرواز گرگ و گنجشک و طوق جنون توصیف می‌کند. در نهایت، او عشق را بر زهد و دنیا‌پرستی ارجح می‌داند و از عشق به علی سخن می‌گوید، آرزوی پیروزی در نبرد عشق را دارد.