شمارهٔ ۷۵۹ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چندانکه وفا کردم و اظهار ارادت
جز جور و جفا زآن بت طناز ندیدم
آشفته نهفتم بدرون گنج غم عشق
جز سینه کسی محرم این راز ندیدم
مطرب زعنایت ره این پرده بگردان
زیرا که ره راست از این ساز ندیدم
درد دل سودا زده با آل عبا گو
کز خلق جز این سلسله اعجاز ندیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه شاعر است. او از وفاداری و ارادت خود سخن میگوید، اما در عوض فقط بیوفایی و ظلم از معشوق میبیند. او احساس تنهایی و غم را در دل پوشیدهاش حس میکند و میگوید که تنها کسی که میتواند رازهایش را درک کند، سینهاش است. سپس از مطرب میخواهد که موسیقی را تغییر دهد، زیرا او راهی درست در زندگیاش نمیبیند. در نهایت، شاعر اذعان میکند که با هیچ کس جز اهل معرفت نمیتواند درد دل کند، زیرا در دیگران جز معجزاتی از عشق نمیبیند.