نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۱ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ما ساک کوی می فروشیم

وز باده کشان درد نوشیم

بی ساقی و باده در سماعیم

بی مطرب و چنگ در خروشیم

لبریز چو ساغریم از راز

سربسته چو خم ولی بجوشیم

بر چهره ساقیان همه چشم

بر گفته مطربان چو گوشیم

برخیز که خرقه در خرابات

مستانه بجرعه ای فروشیم

شاید زلبت رسد پیامی

جان بر کف و گوش در سروشیم

مدهوش شراب ناب عشقیم

سر تا پا تمام هوشیم

آشفته و خانه داده بر باد

ما عاشق خان و مان بدوشیم

تا مدح علیست ورد جانم

از مدحت دیگران خموشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و مستی می‌پردازد. او از فروش ساغر و نوشیدن شراب و شادی بی‌نهایت خود در کنار ساقیان و مطربان می‌گوید. شاعر در میان این شور و شوق، به رازهای عمیق و تجربه‌های عاشقانه‌اش اشاره می‌کند و می‌خواهد که از محدودیت‌ها و قید و بندهای دنیوی آزاد باشد. او از عشق به علی به عنوان منبعی برای روح و جانش یاد می‌کند و تأکید می‌کند که در مدح او خاموشی اختیاری دارد. به طور کلی، شعر بیانگر عشق، مستی، و جستجوی حقیقت در زندگی است.