نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰۰ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نوبتی نو میزنی ای نوبتی امشب بنام

این چه شادی بود و این نوبت چه وین عشرت کدام

هست عیدی تازه یا نوروز فیروزی طلب

مژده فتح است این یا نوبت دولت بنام

صوفی آسا از تو در رقصند ذرات وجود

بازگو کاین عید فرخ روز را آخر چه نام

تا چه شد کام صلای عیش عام از محتسب

مطربان را چنگ بر کف ساقیانرا می بجام

مغبچه حوری و غلمان می شراب کوثری

میفروشان همچو رضوان میکده دارالسلام

هر کجا رندی فشاند آستین بر زاهدی

هر کجا مستی کشد از شیخ و واعظ انتقام

شیخ بسته خانقه کنجی گرفته سوگوار

میکشان را دل شکسته میگساران شادکام

آری آری غاصب حق علی شد در جهیم

لاجرم بر شیعیان لازم بود عیش مدام

خیز آشفته بزن جامی و دستی برفشان

دوست را عشرت حلال و عیش بر دشمن حرام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به جشن و شادی، مراسم عید و نوروز اشاره دارد و به نوعی به تضاد میان شادی و نگرانی زاهدان و شیخ‌ها پرداخته است. شاعر از یک سو به لذت‌های دنیوی و عیش و نوش می‌پردازد و از سوی دیگر به غم و اندوه اهل دین که به سوگ نشسته‌اند. او به رقص و بدحالی عرفا و همچنین فضیلتِ عیش و نوش برای دوستان و حرمت آن برای دشمنان می‌پردازد. در نهایت، شاعر به مسأله‌ای مذهبی و سیاسی، یعنی غصب حق علی، نیز اشاره کرده و بر لزوم لذت‌بردن شیعیان از زندگی تأکید می‌کند.