نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰۱ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قومی زنند لاف که اهل شریعتیم

جمعی دیگر بیاوه که پیر طریقتیم

معنی بلفظ لازم و جان از برای جسم

معنی چو نیست لعبتکی بی حقیقتیم

بی پرده باده خوار و نظرباز و رند و مست

ناصح سخن مگو که نه اهل نصیحتیم

شاهدپرست و سرکش و قلاش و خودستای

با این صفات منکر اهل فضیلتیم

با دشمنان معاشر و مشغول منکرات

با دوستان بخدعه و با خود بحیلتیم

گوئیم لفظ الله و مقصود ما زر است

مسلم نه ایم و کافر تا در چه ملتیم

سینه بود پر از حسد و دل پر از نفاق

رحم ای طبیب عشق که رنجور علتیم

نه گفته حکیم بود عز من قنع

ما ذله خوار ذلت و جویای عزتیم

لهو و لعل سرور شماریم ای دریغ

کاز شومی نفوس گرفتار محنتیم

نشنیده ایم آیت وحدت موحدیم

توحید از کجا که خود از عین کثرتیم

شاید که دستگیر شود دست حق علی

کز حب او سرشته در آغاز فطرتیم

مشغول در مناهی از امر در گریز

آشفته با چه روی طلبکار جنتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به نقد اجتماعی و مذهبی می‌پردازد و نفاق و تناقضات اخلاقی افراد جامعه را مورد بررسی قرار می‌دهد. شاعر به گروه‌هایی اشاره می‌کند که خود را پیرو شریعت و طریقت می‌دانند، در حالیکه در عمل به فساد و ریاکاری مشغول‌اند. او به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری در گفتار خود به خداوند و حقایق دینی اشاره می‌کنند، اما در عمل از اخلاق و فضیلت دورند و دچار حسد، نفاق و نادرستی‌اند. در نهایت، شاعر از خداوند می‌خواهد که به کمکشان بیاید و آن‌ها را از این وضعیت نجات دهد. متن نگاهی انتقادی به واقعیت‌های اجتماعی و روحی دارد و نشان‌دهنده تلاش برای رسیدن به حقیقت و رهایی از بندهای دنیوی است.