شمارهٔ ۸۰۸ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقم
کوفته از عنبر سارا بفرق مه علم
عنبر تر پروری در آتش اینت معجزه
معجزه دیگر نمک از قندی ریزد دم به دم
دست موسی داری و پیچیده اژدر ساحری
سحر تو با معجز موسی زند پهلو بهم
زلف تو مجنون و سرگردان بگرد عارضت
چشم تو لیلا و مژگان گرد او همچون حشم
سوره و الشمس و واللیلی بقرآن خوانده ای
بر رخ و زلف تو ایزد میخورد آنجا قسم
ماه تامت خواندم این تشبیه ناقص بوده است
نور تو هر روزه بیش وضو او هر لحظه کم
عاشق افروخته رخسار و خندان کس ندید
خشک لب بایست عاشق چهره کاهی دیده ام
آفتاب حشر اگر تابد برون از اعتدال
سایه زلفت مبادا از سر آشفته کم
داور دنیا و دینی ساقی حوض رسول
راست کردی دین احمد را تو از آن تیغ خم
هم عرب را میری و هم ترک دیلم را ظهیر
رحمتی ای پادشه بر این ثناخوان عجم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیفی زیبا و غنایی از معشوق است که با تصاویری شاعرانه و زبان پر از استعاره، زیبایی و تأثیر او را به تصویر میکشد. شاعر به ویژگیهای ظاهری معشوق، مانند زلف و چهرهاش، اشاره میکند و از معجزات و قدرتهای او سخن میگوید. او همچنین عشق و شوق خود را به معشوق بیان میکند و از تأثیرات عمیق این عشق بر وجودش میگوید. در نهایت، شاعر به یگانگی معشوق با مفاهیم دینی و جهانی اشاره میکند و دعا میکند تا رحمت معشوق شامل حال او شود.