شمارهٔ ۸۰۵ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی
تو باغ خوبی را بهی ما نیز هم بد نیستیم
گر میسراید بلبلی در باغ و بستان بر گلی
باید شنید ای گل ولی ما نیز هم بد نیستیم
بلبل کند غوغا و بس گر گل شود رعنا و بس
این واله آن زیبا و بس ما نیز هم بد نیستیم
شور تو در هر مجلسی نام تو ورد هر کسی
دارند سودایت بسی ما نیز هم بد نیستیم
مه کی خرامد در زمی حوری نژاد از آدمی
تو چشم جان را مردمی ما نیز هم بد نیستیم
در کاخ ناید سرو بن خورشید کی گوید سخن
کو سرو و مه دعوی کن ما نیز هم بد نیستیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره محبت و زیبایی صحبت میکند و شاعر به زیبایی و جذابیت ماهرو اشاره میکند. او میگوید که اگرچه زیبایی و خوشگلی در باغ و بستان وجود دارد و بلبلها در این بستانها آواز میخوانند، اما خود نیز از جذابیت و حسن برخوردارند. شاعر تأکید میکند که حتی اگر دیگران زیباییهای خاصی داشته باشند، آنها نیز شایسته توجه و اعتبار هستند. به طور کلی، این شعر به اهمیت خودباوری و ارزشآفرینی برای خود و دیگران میپردازد.