نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۹ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم

بمستی از سر این سبحه و زنار برخیزم

بکش آن سرمه در چشمم که غیر از دوست نشناسم

بسازم ساز صلح کل و از پیکار برخیزم

زلطف ای شاخ طوبی بر سر من سایه ای افکن

که از وجد و شعف از سایه دیوار برخیزم

بکن در میکده خاکم که وقت نفخ صور از جا

چو گرد از آستان خانه خمار برخیزم

به دوزخ چون بری آشفته را با مهر حیدر بر

که با دامان پرگل چون خلیل از نار برخیزم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر ابراز احساسات عمیق شاعر درباره عشق و مستی است. او از عشق الهی و دوستی خداوند سخن می‌گوید و می‌خواهد از تعلقات دنیوی چون خرقه و دفتر بگذرد. شاعر با اشاره به محبت و لطف الهی، از سرمستی و شوق عشق صحبت می‌کند و نیک‌خواهی و صلح را جایگزین جنگ و پیکار می‌سازد. در نهایت، او در مورد معاد و نجات از آتش دوزخ سخن می‌گوید، با اشاره به عشق و محبت به ائمه و به ویژه حضرت علی (ع) که با آن، از عذاب رهایی می‌یابد. در کل، شعر در پی بیان حسی عمیق از عشق و رهایی است.