نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۲ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای زده بر خط مشگین بر گل سوری رقم

کوفته از عنبر سارا بفرق مه علم

عنبر تر پروری در آتش اینت معجزه

معجزه دیگر نمک از قندی ریزی دم به دم

دست موسی داری و پیچیده اژدر ساحری

سحر تو با معجز موسی زند پهلو بهم

زلف تو مجنون و سرگردان بگرد عارضت

چشم تو لیلا و مژگان گرد او همچون حشم

سوره و الشمس و واللیلی بقرآن خوانده ای

بر رخ و زلف تو ایزد میخورد آنجا قسم

ماه تامت خواندم این تشبیه ناقص بوده است

نور تو هر روزه بیش وضوی او هر لحظه کم

عاشق افروخته رخسار و خندان کس ندید

خشک لب بایست عاشق چهره کاهی دیده ام

آفتاب حشر اگر تابد برون از اعتدال

سایه زلفت مبادا از سر آشفته کم

داور دنیا و دینی ساقی حوض رسول

راست کردی دین احمد را تو از آن تیغ خم

هم عرب را میری و هم ترک دیلم را ظهیر

رحمتی ای پادشه بر این ثناخوان عجم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش معشوقه‌اش می‌پردازد و از زیبایی‌ها و معجزات او سخن می‌گوید. معشوق در تصویر شاعر به عنوان شخصیتی فوق‌العاده، شگفت‌انگیز و جذاب توصیف شده است. او به زلف و چهره‌ی معشوقه اشاره می‌کند که یادآور زیبایی‌های طبیعی و الهی است. همچنین در این شعر، به قدرت معشوقه و تأثیر او بر دنیا و دین اشاره‌ شده که او را همتا و مروج دین می‌داند. شاعر در نهایت از رحمت و نیکی معشوقه می‌خواهد و او را پادشاهی برای ثناگویان معرفی می‌کند.